امشب عاشقانه ترین غزل عشق را می سرایم ، در هوایی سرد و دور از تو !
غم چون حصاری ، سخت قلبم را می فشرد و عشق چون کبوتری در این حصار افسرده !
چه زیبا بود روزهای گذشته و چه تاریک غم دوری از تو !
امشب همدم من سوز شبهای زمستانی است و سنگ صبورم ، سوسوی فانوسی آویزان لبه ای که نگاهش به راهی است که تو ، از آن بگذشتی !
چه غمگین است شب ، امشب !
و چه تنها ستاره ی من ، امشب !
من امشب ، عاشقانه ترین غزل عشق را می سرایم ، تا آندم که فانوسم چشم از انتظار بردارد

زیر خاکستر ذهنم باقی ست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز
یادگاری ست ز عشقی سوزان
که بود گرم و فروزنده هنوز
عشقی آنگونه که بنیان مرا
سوخت از ریشه و خاکستر کرد
غرق درحیرتم از اینکه چرا
مانده ام زنـــده هـــــــنوز
گاهگاهی که دلم می گیرد
پیش خـــــــودم می گویم
آن که جانــــــم را سوخت
یاد می آرد از این بنده هنوز
سخت جانی را ببین
که نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بی تو بودن باشد
گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمـــــــــــــــــردم هستم
پیش چشمان تو شرمنده هنوز
گرچه از فرط غرور
اشکم از دیده نریخت
بعد تو لیک پس از آن همه سال
کس ندیده به لبم خنده هنوز
گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورقها زده است
زیر بار غــــــــــــم عــــشـــق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غـــــم عـــشـــق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جسمم باقی است
آتشی سرکش و سوزنده هنو

میگویند کسانی که جذابترند، معمولا درآمد بیشتری نسبت به دیگران دارند.میگویند افرادی که زیباترند، با کسانی که مانند خودشان زیبا هستند، معاشرت میکنند یا کسانی که زیبا هستند، دوست دارند همسری پیدا کنند که زیبایی ظاهری کمتری نسبت به خودشان داشته باشد و... از این حرفها شما هم احتمالا زیاد شنیدهاید.شاید نظر شما هم همین باشد ولی کدام چهره از نظر همه جذاب است؟ زیبایی از آمریکا تا کانادا تا چین و استرالیا تفاوت میکند؟
.....
پیغامگیرتلفن سعدی
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک گر فرصتی دادی به دستم
پیغامگیر فردوسی
نمیباشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا برآید بلند آفتاب
پیغامگیر خیام
این چرخ فلک، عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کردهای از من یاد
رفتم سر کوچه، منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد
پیغامگیر منوچهری
از شرم، به رنگ باد باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیام، پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم
پیغامگیر مولانا
بهر سماع از خانهام، رفتم برون، رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا، خندان شوم، شادان شوم
برگو به من پیغام خود، هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم !
پیغامگیر باباطاهر
تلیفون کرده ای جانم فدایت
الهی مو به قربون صدایت
چو از صحرا بیایم، نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت
آف تایم هایی عاشقانه سری 6



من و انتظار و کابوس تنهایی..
من و حس اینکه هر لحظه اینجایی
دارم آینه ها رو گم میکنم کم کم..
تو رو هر طرف رو میکنم، میبینم
نگو از تو چشمام چیزی نمیخونی..
تو که لحظه لحظه حالم رو میدونی
اگه این بهارم برنگردی خونه..
دیگه چیزی از من یادت نمیمونه
منو رها کن از این فکر تنهایی..
تو نرفتی، نه تو هنوزم اینجایی
دارم از خودم با فکر تو رد میشم..
دارم عاشقی رو با تو بلد میشم
نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی..
تو که لحظه لحظه حالم رو میدونی
اگه این بهارم برنگردی خونه..
دیگه چیزی از من یادت نمیمونه
منو رها کن از این فکر تنهایی..
تو نرفتی، نه تو هنوزم اینجایی
منو رها کن از این فکر تنهایی..
تو نرفتی، نه تو هنوزم اینجایی

من که خوابم نمیبرد ، خواب و راحتم راگرفته بیتابی
عشق من! نیمههای شب شده و تو در آغوش همسرت خوابی
ازتوعمری گذشته اما من باخودم فکر میکنم که هنوز
تو همان دختر جوان هستی با همان گونههای سرخابی
فرض کن این اتاق پیش من است وهمین تخت با من خوشبخت
فرض کن این لباس خواب سفید فرض کن این ملافهی آبی
اتفاقا شبی رباطکریم* زیر باران من خراب شود
اتفاقا تو هم پس از باران اثری از خودت نمییابی
پرده را میزنم کنار ، امشب از شب پیش هم سیاهتر است
فرض کن اتفاقا امشب هم نیستی و به من نمیتابی
پس کجا رفته آن دو چشم قشنگ؟ آن دو تا چشم کوچک دلتنگ
کو دل تنگ کوچکت؟کو آن صورت مهربان مهتابی؟
در کنارت کسیکه میخوابد گونهات را چگونه میبوسد؟
آه... او را چگونه میبوسی؟! در کنارش چگونه میخوابی؟!
باز هم قرص دیگری خوردم بلکه مُردم، دل از تو هم کندم
و خودم را بهسختی آکندم به همین خوابهای مردابی
... نتوانستم از تو دل بکنم شب فردا به یادت افتادم
ساعتم را که کوک میکردم فکر کردم کنار من خوابی
عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه دیدار این خونه
فقط خوابه ، تو که رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم
عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش
حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و گنجشک کلاغای
سیاه پوشن ، چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی ، دیگه ساعت رو
طاقچه شده کارش فراموشی ، شده کارش فراموشی ، دیگه بارون نمی
باره اگر چه ابر سیاه ، تو که نیستی توی این خونه ، دیگه آشفته
بازاریست ، تموم گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ، دیگه از
رنگ و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت
گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو
به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری
گفتم که تو می دونی،سرخاک
تو می میرم ، ولی
تا لحظه مردن
نمی گیرم
دل از
تو
