آه که هر کس در هر گوشه و کناری می کوشد تا به گونه ای ، گرمای دلپذیرآن را در قلب خود حس کند.
مگر خود تو بارها با چشمانی پر از اشک به آسمان چشم ندوخته ای و آهی از دل نکشیده ای؟؟
به راستی چند بار از سر کوچه یا خیابانی گذر کرده ای
و نگاهی آغشته به درد به آن انداخته ای؟؟
چند بار در نیمه های شب دست به سوی ستارگان گشوده ای تا سوار بر بال رویاهایت ،
لطافت وجود معشوق را بر سر انگشتانت حس کنی؟؟؟
عاشقی دردی است که بی آن ، نه من ، نه تو و نه هیچ انسانی را که قلبی در سینه داشته باشد،
 یارای گذر دوران زندگانی نیست.
دردی است که زیبایی اش را چه آسان می توان در نگاه عاشق دید و نوای امید
بخشش را در تپش قلب او شنید..
عاشقی زیباست.همچون لحظه ی دیدار،عاشقی زیباست.....
و عاشقی بس زیباست