خاک را تجربه کردن زیباست
زنــــدگی را ،
مرگ را ، هذیان را ...
و در اندیشه رخوتناکی
که ازل را به ابد ،
که جهان را به عدم ،
و من سیر شده از خود را به تو پیوند می داد ،
غوطه خوردن زیباست .
شاید اینـــجا ...  آنــــــجا
در پناه دودی
که مه آلودترین روزجهان در پس اوست
بتوان مرگی دید ، مرگی دید
که شقایق ها هم ، گلها هم ، زندگی هم ...
محو زیبایی بی حد و حسابش باشند .
و من آنروز چنین مرگی را
به صد آغاز و به صد زیبایی
و به هر آنچه که دوسش دارم

نتوانم بخشید ...