نمی دانم چرا شاید خطا کردم ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت وبعد از رفتنت رسم نوازش در غمی

خاکستری گم شد وگنجشکی که هر روز از کنار پنجره دانه با مهربانی بر می داشت

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن توآسمان چشم هایم غرق وخیس

باران شد وبعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از بین خواهد

 رفت  کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در لحظه در خود خواهم مرد و بعد از

 رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید که تو نام مرا از یاد خواهی برد.