آف تایم هایی عاشقانه

در ادامه مطلب

 

 



 

 

تو اگر می دانستی که چه دردی دارد که چه زخمی دارد خنجر از دسته عزیزان خوردن از من خسته نمی پرسیدی:آه ای مرد چرا تنهـــــــــــــــــــــــــــــــــــایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی


زندگی بازیست من بازیچه یازیچه های خویشم؟ پیش چشم آدم آواره گلها بوی کاهگل می دهد زندگی دور از وطن طعم هلاهل می دهد



گاهم کنی ، نگاهم کنی تا چشمان پر از اشکم را ببینی ، اشکهایم را ببینی تا دلت برایم بسوزد ، دلت بسوزد تا یک لحظه بیشتر کنارم بمانی . آن وقت از ته دل فریاد خواهم زد و به تو خواهم گفت صادقانه دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم آن وقت شاید دیگر هرگز تنهایم نگذاری هرگز




میدونم میتونی قلبمو آتیش بزنی اما نزن...میدونم میتونی بری و منو تنهام بزاری اما نزار...میدونم میتونی بریو باکس دیگه‌ای دوست شی اما نشو...میدونم میتونی جواب منو ندی اما بده...میدونم میتونی نابودم کنی اما نکن...میدونم میتونی واسم افف نزاری ولی بزار



بر دفتر قلبم که هر برگش را با نام تو شروع کردم می نویسم: زیستن را نه برای زندگی که برای رسیدن به تو می خواهم



اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد!خاک بر سرم! اگه توی اونی که دلم می خواد حتما خرم!




بدترین درداین نیست که عشقت بمیره بدترین درداین نیست که به اونی که دوسش داری نرسی بدترین درداین نیست که عشقت بهت ناروبزنه بدترین درداینم نیست که عاشق یکی باشی واونم ندونه بدترین درداینه که یکی بمیره اونوقت بدونی دوستت داشته




سکوتت را بشکن شاید فردایی نباشد شاید فردایی نباشد تا تو خواستن را فریاد کنی




با خود اندیشیدم ، در این ترانه بی تو ماندن ، در این لحظه های بی تو ، حس بودنت ، شنیدن تپش های قلبت ازمرز فاصله ها، از نگاه چشمهای تو ، تمام انتظارم شد



هرگز برای عاشق شدن ، به دنبال بهار و باران و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت مینشاند.

 



اگه دنیا برای تو معنی ومفهومی نداره. کمی تامل کن .شاید تو خود دنیای کس دیگری باشی



تنها بنائی که هر چه بیشتر بلرزه ، محکمتر می شه ، دله



اینگونه زندگی کن:ساده اما زیبا،مصمم اما بیخیال، متواضع اما سر بلند،مهربان اما جدی،سبز اما بی ریا،عاشق اما عاقل


 

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من


 

زندگی عشق است
عشق افسانه نیست
انکه عشق را افرید دیوانه نیست
عشق ان نیست که کنارش باشی!
عشق آن است که به یادش باشی!!!!!


 

همیشه رفتن بهترین نیست همیشه ماندن ان حضور ناب نیست گاهی میان رفتن و ماندن هیچ فرقی نیست دلتنگم؟باشد. او را نمی بینم ؟باشد. اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند


 

نمی دانم که دانست او دلیل گریه هایم را؟
 نمی دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟
 و می دانم که می دانست ز عاشق بودنش مستم
وجود ساده اش بوده که من اینگونه دل بستم

 

قلب من کوچک بود...
عشق تو لیک بزرگ..
من ز اندازه قلبم بیرون...
عاشقت بودم و از عشق تو سرشار ولی...
سالیان بسیار ...
مانده ام عاشق تو...
تا که اندازه این عشق ترا...
در دلم جای دهم...
و هنوزم بامید...
عاشقت خواهم بود...
گرچه تو رفتی و دل تنها شد...
گرچه این عشق بدون تو غمی بر ما شد





تارغرور بر دروازه محبت تنیدن و چه فاصله کوتاهی است تا انتهای مرز بودن......
سوگوار مرگ لحظه های دیروز بودن چاره کار نیست
معجزه تبسم را امتحان باید کرد




اگه یه روز تو کنارم نباشی..... این زندگی تلخی رو که دارم رها می کنم....می زارم میرم.... تا دیگه مجبور نشم هر روز صبح.... قیافه تنهای خودم رو توی آیینه اتاق تحمل کنم



در آن ستاره کسی ست چون من نشسته کنار دریچه تنهایی دل گداخته ای جان ناشکیبایی که نیمه شبها همراه غصه های من است در آن ستاه من احساس می کنم همه شب کسی به ماتم این خلق در گریستن است                            




زیبا ترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد
با وفاترین دوست به مرور زمان بی وفا شد
این پرپر شدن از گل نیست
این بی وفایی از دوست نیست
از روزگار است




زیر بارون دلم چه پریشون بود
دیدم یک پرنده بی آشیون بود
پرنده چه آسون با گریه ی من
بهم گفت عاشقه اون چشمای من 
من بهش گفتم آخه پرنده ی ناز
بال پرواز داری می خونی آواز
 می دونی عشق ما معنا نداره
چون دلامون زهم فاصله داره
اگه دیدیش بگو یک دل عاشق
منتظر مونده باز رو تن قایق
تا که باهم بریم میون دریا
بگیریم تا افق بوسه به رویا




من می خوام کبوتر دل تو رو اسیر کنم این دل تشنه رو از چشمه عشقت سیر کنم بزنم به موج دریای خیال عشق تو باقی عمرم و عاشقونه با تو پیرکنم!




آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای 

خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید:

دوستت دارم...



سکوتم را به باران هدیه کردم//
تمام زندگی را گریه کردم//
نبودی در فراق شانه هایت//
به هر خاکی رسیدم تکیه کردم




آنکه در تنها ترین تنهاییش ، تنها کسش ، تنهای تنهایش گذاشت
کاش در تنهاترین تنهایش ، تنها کسش تنهای تنهایش گذارد



 انکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که او هم همین کار رو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه این طور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده




عشق با روح شقایق زیباست...عشق با حسرت عاشق زیباست...عشق با نبض دقایق زیباست...عشق با زهر حقایق زیباست...عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست



رویاهای کودکانه آموختم به چیزی که به من تعلق ندارد فکر نکنم اما ناگهان تو همه فکرم شدی



چه کسی چه گلی دوست داره؟نجار گل میخک ، دندانساز گل مینا ، سارق گل شب بو ، چشم پزشک گل مژه ، منجم گل کوکب ، قصاب گل گاو زبان ، روزنامه فروش گل کاغذی ، پارچه فروش گل اطلسی ، مسئول باغ وحش گل میمون و من .... گلی را که بوی تورو بده



قلبت را خالی نگه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز دارم



: ارزویم این است:دیدن اوج غرورت در صبح و رسیدن به همه رویاها یت " من دعاخواهم کرد روزهایت بر نور شب تو مهتابی سینه ات صادق و صاف رنگ باران باشد