عاشقانه ترین غزل

امشب عاشقانه ترین غزل عشق را می سرایم ، در هوایی سرد و دور از تو !

غم چون حصاری ، سخت قلبم را می فشرد و عشق چون کبوتری در این حصار افسرده !

چه زیبا بود روزهای گذشته و چه تاریک غم دوری از تو !

امشب همدم من سوز شبهای زمستانی است و سنگ صبورم ، سوسوی فانوسی آویزان  لبه ای که نگاهش به راهی است که تو ، از آن بگذشتی !

چه غمگین است شب ، امشب !

و چه تنها ستاره ی من ، امشب !

من امشب ، عاشقانه ترین غزل عشق را می سرایم ، تا آندم که فانوسم چشم از انتظار بردارد

/ 6 نظر / 44 بازدید
پری

غزل اشقانه ات زیباست

نیما

زمزمه ی رسیدنت پشت سکوت جاده ها چندتا قدم مونده فقط به خاطر خدا بیا خسته ای کوله بارتو روی شونه های من بزار راه زیادی اومدیم طاقت بیار طاقت بیار نگو شکستی نگو بریدی منم مثل تو دلم گرفته باید بمونی طاقت بیاری تو روزگاری که غم گرفته به خاطر خدا بیا...............................

g0ddess

سلام.. بسیار زیبا[گل] موفق باشید

سمانه

سلام آقای ع ش ق وبلاگتون واقعا عالی بود خیلی خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنید نظر یادتون نره.موفق باشید.http://zibasokhan303.persianblog.ir