بازم تنهایی

 

به راستی چقدر سخت است خندان نگه داشتن لب ها

در زمان گریستن قلب ها و تظاهر به خوشحالی در اوج غمگینی

و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهایی تنهایی و

بی یاوری در حالی که تظاهر می کنی هیچ چیز برایت اهمیت

ندارد اما چه شیرین است در خاموشی و تنهایی

به حال خود گریستن و باز هم نفرین به توای سرنوشت!

/ 6 نظر / 13 بازدید
باران

سلام جوابموکه ندادیدمن فکرکنم یه جایی دیدمتون یاشایدم خیلی شبیه به شمابوده واقعاعجیبه توی یه محفل شعر..

باران

سلام من هرروزسرمیزنم شایدجوابموداده باشیداما....منتظرمی مونم

باران

سلام ممنون ازجوابتون چقدرمطئن هستین که ندیدمتون.شما برای کدوم شهرید.البته ببخشید ازسوالام شرمنده

باران

بازم سلام احساس میکنم خیلی دلشکسته وغمگین هستید.حس میکنم یکی باعث شده خودتونوگم کنید...خوشحالم که جوابمودادید.البته اگه واقعاجواب اون سوالمو میدادیدخیلی شادم میکردید...بازم ممنون

باران

سیب دلم لک زده است ....برای عطردستانت!گمم نکن!! قول... که گوشه ی حافظه ات...آرام بنشینم ! بگذاربمانم ! آرام گوشه ی حافظه ات فقط......

بودن یا...

وبت قشنگه........[گل]